فصل بهار

امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

هار و ..بهار فصل رویش سبزه‌ها و شکوفه‌هاست.بهار یادآور انتظار پائیز است.بهار نتیجه رنج زمستان است.بهار مقدمه محصول تابستان است.بهار را همه دوست دارند، چون کوه و دشت را ردای سبزی بر تن می‌کند.بهار شاخه‌های عریان درخت را می‌پوشاند.بهار نوعی معاد است، حیات دوباره، پایان مرگ، حشر بعد از مرگ و...بهار آغاز تحول است در طبیعت.بهار ممکن است در هر چیزی باشد.بهار قرآن ماه رمضان است.بهار اسلام، بعثت نبی مکرم اسلام است.بهار انقلاب ما هم دهه فجر است.بهار آرامش و شادی به همراه می‌آورد.بهار در یک جمله یعنی بهار.بعضی‌ها اسم دخترشان را بهار می‌گذارند، چون چهره‌اش زیباست.بعضی‌ها سفرهاشان را در بهار تنظیم می‌کنند، چون همه جا زیباست.بعضی‌ها در بهار زندگی خود را آغاز می‌کنند، چون آغاز شکوفائی طبیعت است.بعضی‌ها قرآن را فقط در ماه مبارک رمضان ختم می‌کنند، چون بهار قرآن است.بعضی‌ها ایام دهه فجر را جشن می‌گیرند، چون بهار آزادی است.بعضی‌ها از بهار درس زندگی می‌گیرند، چون پس از مرگ، زنده شده.بعضی‌ها بهار را دوست دارند، چون کاسبی آنها روبراه می‌شود.بعضی‌ها از بهار بدشان می آید،‌ چون تعطیلی آنها زیاد است.بعضی‌ها در بهار بیشتر خدا را می‌شناسند، چون موسم پیدایش انواع گلهاست.بعضی‌ها هم بی خیال بهار هستند، چون بی خیال دنیا هستند.خلاصه هر کسی بهار را به گونه‌ای می‌بیند که می‌بیند.شما بهار را چگونه می‌بینید.بهار" جشن طبیعت است طبيعت زيبايي كه آدمي را مسحور مي‌كند به طوري كه از سخن گفتن بازمانده و حرف هايش ناگفته در ژرفاي جانش باقي مي‌ماند. 

 

بهار و طبیعت

 

 

 

بهار جشن طبیعت است، و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش می کند، آن چنان که  از سخن گفتن باز می ماند و حرف هایش، ناگفته، در ژرفای  جانش انباریده می شود

 

 با فرارسیدن فصل بهار ، طبیعت از لباس سفید خود بیرون می آید و جامة سبز به تن می کند 

بهار همانطور که فصل تجدید حیات نامیده می شود ، جان تازه ای نیز به عاشقان طبیعت می بخشد ، تا همراه با طبیعت به تجدید روحیة خود بپردازد .

 

آيين ها و رسم هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و 

نخست بر سال قمري مبتني است و ديگري بر اساس سال شمسي (

سال «

سال قمري ده روز و شش ساعت و يازده ثانيه كوتاه تر از سال شمسي است.
 

حيات دوباره

 

بهار دميدن روح حيات است در كالبد طبيعت و فروردين فصل جريان 

پس بايد هوشيار باشيم كه فصل ها مي آيند و مي روند اما اين عمر ماست كه قابل بازگشت نمي باشد

آغاز سال نو ايام عيد فرصت مناسبي براي صله رحم و رسيدگي به وضع خويشان و بستگان است كه اين نيز يكي از نشانه هاي اخلاق و سنن مرضيه اسلامي و انساني است.

آمدن فصل بهار و آغاز نوروز و رنگ تازه طبيعت اين مسئوليت اغنيا جامعه را به آنان گوشزد مي نمايد كه بايد بخل نورزيده و از مال خويش در راه خدا به نيازمندان و محرومان كمك نمايند و حقوق فقرا را كه خداوند به فضل خويش به آنان داده، ادا نمايند و با عمل خير خود بهار انسانيت را جلوه  

 

آغاز بهار، برای ما ایرانیان فقط آغاز سال نیستاین آغاز در گذر زمان مفهومی‌ فراتر یافته استنوروز ما فقط روز اول بهار نیستروز سرور و شادمانی، روز دید و بازدیدها و نو کردن‌ها و خانه تکانی از زمستان گذشته نیز هستدر سرزمین ما ایران، از دیرباز و تا تاریخ به یاد دارد، همزمان با بهار، از دگرگونی طبیعت استقبال شده استپیشینیان ما با جشن نوروز، نخستین روز بهار را به یکی از ماندگارترین سنت‌های تاریخی قرون و اعصار تبدیل کرده‌اند و هر ساله در این روز، زندگی خود را نیز نو کرده، امید و آرزوی تغییر و نوشدن در گذران اجتماعی خود را در سیمای بهار زنده نگاه داشته‌اندبه رقص و پایکوبی در آغوش طبیعت برخاسته‌اند؛ با طبیعت همراه شده‌اند و گام‌های بهار را با امید به آینده‌ای بهتر گرامی ‌داشته اند.

دروازه  

بهار برای خیر رسانی وانجام رسالتش، عظیم ترین وروشن ترین نیروی گرمی بخش جهان هستی را به کمک می طلبد ودر زیر اشعهً تابان آن عمل میکند ، تلاش مینماید وبا  

بلی معجزهً بهار منحصر به نیروی درونی وذاتی او نیست  بلکه توانایی بهار

پاسداران زیبایی، سر سبزی وشگوفه های بهاری بپاس همین صفات عالی بهار است که مثل بلبلان وپرنده گان خوش الحان ، در وصف نوروز، در وصف بهار ودر وصف گلها وباغها  

بهار, .
.

.


سیر

امروزه دهها میلیون نفر از مردم کشورهای آسیایی و خاورمیانه عید نوروز یا سال جدید را بر اساس تقویم شمسی جشن می گیرند

دهها میلیون نفر از مردم کشورهای آسیایی و خاورمیانه عید نوروز یا سال جدید را بر اساس تقویم شمسی 

عید نوروز 

این ایام در میان ایرانیها و 

 

 

زمانی که فصل بهار می رسد روح دوباره در کالبد طبیعت بی جان و افسرده دمیده می شود و طبیعت لباس حیات بر تن می کند و این گونهمحمد صابر صفار است که رستاخیز انسان و جهان، با پیدایش بهار به تماشا گذاشته می شود. پرنده ها، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر دوست داشتنی و خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد. 
بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. یعنی بهار اوزان شب و روز است که زیبایی و اهمیت عدالت را در نظام طبیعت به نمایش می گذارد. 
بهار، فصل حکمت الهی است اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیراست و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.
در واقع جهان هستی، کمال وجمال پروردگار را به تماشا می گزارد و همه ساله برای بشریاد می دهد که زنده شدن پس از مرگ حقیقت بوده که از توانایی خالق این جهان است. 
به دید حافظ:
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟
به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن
زیرا بهار یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است و می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. 
به قول سعدی(رح):
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند ازشوق
نه کنم از بلبل مستی تو بنال ای هوشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
خبرت هست که مرغان سحر می گویند
آخرای خفته! سر از خواب جهالت بردار
لذا زیبایی و شکوه بهار، درس مهر ورزی و دگرگرایی و گره گشایی به آدمیان می دهد. خداوند فراموش شان نمی کند؛ و جلوه گری دوبارۀ بهار، دل ها را در یاد خویش عطرآگین می سازد. با دیدن جلوه های خداوند در فصل بهار، بیشتر به عظمت خداوندی پی می بریم و بدانیم که طبیعت به عنوان یکی از نشانه های خدا، سرشار از درس و عبرت است. دلی که بیدار است، در هر پدیده ای عبرتی می بیند و از هر نشانه ای، درسی می آموزد. بیداردلان، از بهار، درس تحول و نوشدن می آموزند. به استناد از قول پیامبر(ص): "آن کس که با تغییر دنیا از وضعی به وضع دیگرآگاه نشود، ازغافل ترین مردمان است".
اگرطبیعت دوباره سبز و شاداب می شود، ما نیز می توانیم. اگر بهار، فصل ادامه زندگی و طراوت است، چرا ما این گونه نباشیم؟ 
باید توجه داشته باشیم که تغییر هر پدیده ای در جوامع بشری، به دست انسان است و همه تحول دراین زمینه با اراده انسان انجام می شود. اگرانسان بخواهد در وضعیت جامعه خود، کشور خود و زندگی خود تحول ایجاد کند، باید این تحول را در خود آغاز کند؛ تحول اخلاقی و درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم (شدن) در برابر ارادۀ خداوند عالم و آفریننده هستی است که این تحول، سعادت انسان ها را در بعد زندگی ظاهری و باطنی تضمین می کند.
ازهمین رهگذر، پیامبر اکرم(ص) می فرماید: « اِذا رَأَیتُم الرَّبیعَ فَأَکْثِروا ذِکرَ النُّشورِ؛ هر وقت بهار را دیدید، بسیار از قیامت یاد کنید».
زیرابا فرارسیدن زمستان، فروغ زندگی از سیمای طبیعت رخت برمی بندد و افسردگی و پژمردگی جای آن را می گیرد و طبیعت به شکل موجودی بی جان درمی آید. 
مولانای بلخ می گوید:
این بهارنو ز بعد برگ ریز
هست برهان بروجود رستخیز
دربهاران رازها پیدا شود
هرچه خورده است این زمین رسوا شود
رازها را می کند حق آشکار
چون بخواهد رست، تخم بدمکار
درواقع زنده شدن طبیعت در فصل بهار، یادآور روز رستاخیز و زنده شدن مردگان است و در نتیجه بیداردلان، در فصل بهار، به پرهیزکاری بیشتر مبادرت می ورزند. 

 

ا رسيدن بهار، طبيعت رداى سبز بر تن مي‏کندچکاوک‏ها، هزار دستان و قمريان، نغمه‏ها و سرودهاى فرح‏بخش و تازه سرمي‏دهند و انسان‏ها را به مهرورزى، گره‏گشايى و هم‏گرايى فرا مي‏خوانند. بهار، پيام‏آور عشق و رويش است و موسم سرور و آشتى و به همين خاطر است که خواستنى است و با آمدنش دل‏ها سرشار از سرور و جان‏ها معرفت مى‏يابد.

بهار، پيام‏آور تعادل است و اينکه در سايه تعادل، زندگى زيبا مي‏شود. با ديدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به ياد مي‏آوريم. در اينکه چشمه مهر ايزد همواره به سوى آدميان و همه موجودات، سرازير است و ما اگر او و نشانه‏هايش را فراموش کنيم، او هرگز ما را فراموش نمي‏کند و با دگرگونى فصل‏ها نيز به جلوه‏گرى قدرت بي‏پايانش مي‏پردازد تا شايد دلى به ياد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشاى جلوه‏هايش، اشک شوق از چشمى جارى شود.

اساسا جهان هستى، آينه‏دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبير زيباى حافظ:

مراد دل ز تماشاى باغ عالم چيست؟        به دست مردم چشم، از رخ تو گل چيدن،

بهار نيز يکى از باشکوه‏ترين جلوه‏هاى خدا در جهان هستى است که مي‏توان با تماشاى آن، نقبى به عالم معنا زد و راهى به سوى خدا يافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. چه زيبا سروده است، سعدى شيرازى:

بامدادى که تفاوت نکند ليل و نهار    

خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

نه کم از بلبل مستى تو بنال اى هشيار

آفرينش همه تنبيه خداوند دل است

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان سحر مي‏گويند     

آخر اى خفته! سر از خواب جهالت بردار

پيام متن:

1. زيبايى و شکوه بهار، درس مهرورزى و دگرگرايى و گره‏گشايى به آدميان مي‏دهد.

2. بهار؛ يعنى خداوند فراموششان نمي‏کند؛ و جلوه‏گرى دوباره بهار، دل‏ها را در ياد خويش عطرآگين مي‏سازد.

3. با ديدن جلوه‏هاى خداوند در فصل بهار، بيش از پيش به عظمت و مهر خداوندى پى مي‏بريم.

کمتر از طبيعت نباشيم، ما نيز دگرگون شويم

طبيعت به عنوان يکى از نشانه‏هاى خدا، سرشار از درس و عبرت است. دلى که بيدار است، در هر پديده‏اى عبرتى مي‏بيند و از هر نشانه‏اى، درسى مي‏آموزد. بيداردلان، از بهار، درس تحول و نوشدن مي‏آموزند. به تعبير رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله :

«آن کس که با تغيير دنيا از وضعى به وضع ديگر آگاه نشود، از غافل‏ترين مردمان است».

اگر طبيعت شکوفا و زيبا مي‏شود، ما نيز مي‏توانيماگر بهار، فصل سرزندگى و طراوت است، چرا ما اين‏گونه نباشيم؟ از امام خمينى رحمه‏الله در اين‏باره نقل است:

در دعاى روز نوروز، از خداى متعال درخواست مي‏کنيم که حال ما را به بهترين حالات برگرداند. هرجا که باشيم و هر چه نيکويى در حال ما باشد، نيکوتر از آن هم هست. بايد توجه داشته باشيم که دگرگونى هر پديده‏اى در عالم، به دست انسان است و همه تحول‏ها با اراده انسان انجام مي‏گيرد. اگر انسان بخواهد در وضعيت جامعه خود، کشور خود و زندگى خود تحول ايجاد کند، بايد اين تحول را در خود آغاز کند؛ تحول اخلاقى و درونى، رفتن به سوى صفا و انسانيت، عبوديت پروردگار و تسليم (شدن) در برابر اراده خداوند عالم و آفريننده هستي؛ که اين تحول، سعادت انسان‏ها را تضمين مي‏کند.

پيام متن:

از قافله بهار عقب نمانيم و درس دگرگونى براى بهتر شدن و شکوفايى و طراوت بياموزيم.

بهار، يادآور رستاخيز

همه ساله با فرارسيدن زمستان، فروغ زندگى از سيماى طبيعت رخت برمي‏بندد و افسردگى و پژمردگى جاى آن را مي‏گيرد و طبيعت به شکل موجودى بي‏جان درمي‏آيدپس از مدتى، با فرارسيدن بهار، روحى دوباره در کالبد طبيعت بي‏جان و افسرده دميده مي‏شود و طبيعت لباس حيات بر تن مي‏کند و اين‏گونه است که رستاخيز انسان و جهان، با پيدايش بهار به تماشا گذاشته مي‏شود. از همين رهگذر، پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد: «اِذا رَأَيتُم الرَّبيعَ فَأَکْثِروا ذِکرَ النُّشورِ؛ هر وقت بهار را ديديد، بسيار از قيامت ياد کنيد».

مولوى نيز در اين‏باره چه خوش سروده است که:

اين بهار نو ز بعد برگ‏ريز  

هست برهان بر وجود رستخيز

در بهاران رازها پيدا شود

هر چه خورده است اين زمين رسوا شود

رازها را مي‏کند حق آشکار     

چون بخواهد رُست، تخم بد مکار

پيام متن:

زنده شدن طبيعت در فصل بهار، يادآور روز رستاخيز و زنده شدن مردگان است، در نتيجه بيداردلان در فصل بهار، به پرهيزکارى خود مي‏افزايند.

عيد نوروز و آداب آن در فرهنگ ايرانى و اسلامى

عيد در لغت، به معناى «عود» و بازگشت است و در فرهنگ اسلامى، به معناى بازگشت به معبود است؛ يعنى انسان به سوى خالق خود بازگردد و به پاداش الهى دست يابد و اين، عيد اوستامام على عليه‏السلام مي‏فرمايد:

«هر روزى که در آن نافرمانى خدا نشود، عيد است».

جشن نوروز، از واژه اوستايى «يس يسنه» به يادگار مانده و به معناى عيد و ستايش و نيايش است. همه عيدهاى ايرانيان باستان، دينى و با نيايش و دعا همراه بوده است. اين جشن، به مدت 10 روز بود و مردم در آن به عبادت و به جاى آوردن اعمال عيد مشغول بودند. مي‏گويند جمشيد، پادشاه ايرانى، زمانى که بر تخت نشست، خاصان را طلبيد و رسم‏هاى نيکو گذاشت و گفت: «خداى متعال شما را خلق کرده است. بايد که به آب‏هاى پاکيزه تن را بشوييد و غسل کنيد و هر سال در اين روز به همين دستور عمل کنيد».

در روايت‏هاى ائمه معصومين عليهم‏السلام به برخى آداب عيد نوروز نيز اشاره شده است. از جمله اين آداب، صله رحم، دعا کردن و پاکيزه بودن است. در حديثى از امام صادق عليه‏السلام مي‏خوانيم:

«چون نوروز فرارسد، غسل کن؛ پاکيزه‏ترين لباس خويش را به تن کن؛ به بهترين بوى خوش خودرا معطر کن و در آن روز، روزه بدار».

پيشوايان معصوم عليهم‏السلام همواره سفارش مي‏کردند که همراه با تحول طبيعت، به دگرگونى اخلاقى خويش نيز همت گماريم.

پيام متن:

1. در اسلام به بسيارى از اعمال و آداب عيد نوروز، اشاره شده است. مثل صله‏رحم، دعا و مناجات. ازاين‏رو، اين عيد پس از اسلام نيز در ميان ايرانيان رواج داشته است.

2. توصيه به انجام آداب اسلامى از سوى اهل‏بيت عليهم‏السلام در عيد نوروز به معناى، رنگ معنوى دادن به تفريحات شادي‏هاى نوروزى است.

نوروز از ديدگاه ائمه اطهار عليهم‏السلام

پيشوايان معصوم عليهم‏السلام هر سنتى را که بر پايه آيين‏هاى شرک‏آميز و بت‏پرستى و ارزش‏هاى غيرالهى نباشد و بينش توحيدى را تقويت کند، تأييد مي‏کردندامام صادق عليه‏السلام به مُعَلَّى بن خُنَيْس درباره اهميت نوروز مي‏فرمايد:

اى مُعَلّى، نورز، روزى است که خداوند از بندگانش پيمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پيامبران و امامان و حجت‏هايشان ايمان بياورند. اين روز، روزى است که بادهاى بارور کننده بر درختان وزيد و گل‏ها و شکوفه‏هاى زمين آفريده شد. اين روز، روزى است که کشتى نوح پس از توفان، بر کوه جودى نشست. اين روز، روزى است که جبرئيل بر پيامبر نازل شدروزى است که پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله على عليه‏السلام را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهيم عليه‏السلام بت‏هاى عرب را درهم بکوبد و به زير افکند. در اين روز، على عليه‏السلام بر اهل نهروان پيروز شد. در اين روز، قائم(عج) ما و صاحب امر ما ظهور مي‏کند و هيچ نوروزى نمي‏رسد، مگر اينکه ما در آن منتظر فرج هستيم.

بهار و نوروز در شعر پارسى

سعدى درباره بهار چنين مي‏سرايد:

چون است حال بُستان اى باد نوبهارى      

کز بلبلان برآمد فرياد بي‏قرارى

اى گنج نوش‏دارو، بر خستگان نگه کن       

مرهم به دست و ما را مجروح مي‏گذاري؟

هر ساعت از لطافت، رويت عرق برآرد        چون بر شکوفه و گل، باران نوبهارى

صابر ترمذى، شاعر قرن ششم هجرى و معاصر خاقانى و انورى و سنايى نيز چه خوش سروده است:

با حسن باغ و فرّ بهار و جمال گل     

نيکوست حال ما، که نکوباد حال گل

پر نقش آذرى شد و پر صورت پرى    

باغ از بهار خرم و چشم از جمال گل

فخرالدين عراقى، عارف مشهور قرن هفتم، از زودگذرى بهار سخن مي‏گويد و اينکه بايد اين موسم را بسيار غنيمت شمرد:

بيا بيا که نسيم بهار مي‏گذرد  

بيا که گل ز رُخَت شرمسار مي‏گذرد

بيا که وقت بهار است و موسم شادى      

مدار منتظرم، وقت کار مي‏گذرد

ز راه لطف، به صحرا خرام يک نفسى        

که عيش تازه کنم، چون بهار مي‏گذرد

خيام، فيلسوف و رياضي‏دان نام آشناى قرن ششم و ترانه‏سرا و رباعى

‏گوى بي‏همتا، نوروز را چنين مي‏خواند:

بر چهره گل، نسيم نوروز خوش است        

در صحن چمن، روى دل‏افروز خوش است

از دى که گذشت هرچه گويى خوش نيست       

خوش باش و زدى مگو که امروز خوش است

در رباعى زيبايى از پيشواى نستوه جماران، امام خمينى رحمه‏الله نيز آمده است:

بوسه زد باد بهارى به لب سبزه به ناز       

گفت در گوش شقايق، گل نسرين صد راز

بلبل از شاخه گل داد به عشاق پيام        

که درآييد به ميخانه عشاق نواز

پيام متن:

شاعران لطيف طبع پارسى زبان، با ستايش از بهار، ديگران را به توجه کردن به اين جلوه زيباى پروردگار و غنيمت شمردن لحظه‏هاى آن، فرامي‏خواندند.

نوروز از نگاه امام خمينى رحمه‏الله

امام خمينى رحمه‏الله ، مردم را به جنبه‏هاى معنوى عيد نوروز آگاه مى‏کرد و مى‏فرمود:

آنچه در همه اعياد، انسان ملاحظه مى‏کند، همه‏اش مسئله ذکر و دعاست، نماز است، روزه است. در اين عيد (نوروز) هم که عيد ملى است و اسلامى نيست، لکن اسلام هم مخالفتى با آن ندارد، باز مي‏بينيم در روايتى که وارد شده از آداب امروز، روزه گرفتن است. از آداب امروز، دعا کردن و نماز خواندن است و اين به ما مى‏فهماند، اگر ملتى بخواهد به راه راست برود و بخواهد استقلال خودش را، آزادى خودش را حفظ کند، بايد در عيدش و غيرعيدش تذکر داشته باشد، به ياد خدا باشد، براى خدا باشد.

اين پيشواى عظيم الشأن درباره تحويل سال و دعاى ويژه آن مي‏فرمايد:

اميدوارم آن دعايى که در اول سال در حال تحويل خوانده مى‏شود، «يا مقلب القلوب و الابصار؛ يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال؛ حول حالنا الى احسن الحال» و براى ملت ما تحقق پيدا کرده است، براى اين سال، بالاتر از آن تحقق پيدا بکند. تمام قلوب و تمام ابصار و بصيرت‏هاى ما در دست خداى تبارک و تعالى و به يد قدرت اوست و اوست که تدبير مي‏کند جهان را، ليل و نهار را، اوست که قلب را متحول مي‏کند و بصيرت‏ها را روشن مي‏کند و اوست که حالات انسان را متحول مي‏کند.

پيام متن:

در نگاه امام خمينى، در روزهاى عيد نيز بايد به ياد خدا و به فکر تحول و دگرگونى الهى بود.

نوروز از ديدگاه مقام رهبرى

حضرت آيت اللّه‏ خامنه‏اى، بر تحول درونى در آغاز هر سال تأکيد مى‏کند و مى‏فرمايد:

تحول هر سال جديد شمسى که مصادف با نواى تحول در عالم طبيعت مي‏باشد، فرصتى است براى اينکه انسان به تحول درونى خود و به اصلاح امور روحى و معنوى، فکرى و مادى خود بپردازد و اين دعاى شريفى که در آغاز سال مي‏خوانيم، درس همين تحول است. در اين دعا از خداى متعال درخواست مي‏کنيم که در حال ما و در وضعيت روحى و نفسانى ما يک تحول و دگرگونى مبارکى ايجاد کند.

مقام رهبرى، مردم را در نوروز، به محاسبه اعمال سال گذشته سفارش مى‏کند و مي‏فرمايد:

يکى از وظايف سال اين است که هر کسى به حالت و حساب خود رسيدگى کند. اين بهانه خوبى است که انسان به پشت سر خود برگردد و غفلت‏هايى را که انجام داده است، کوتاهى‏ها و کارهاى ناشايستى که از او سر زده است و همچنين کارهاى خوب خود را يک بار مشاهده کند. همه بايد عادت کنيم که هر سالى که نو مى‏شود، به مناسبت اول سال، به گذشته يک‏ساله خود نگاهى بکنيم. هر يک از نقاط مثبت و منفى، به ما پيامى مي‏دهند.

همچنين در عيد نوروز، همه را به صله‏رحم فرامي‏خواند:

عيد نوروز، چيز خوبى است. وسيله‏اى است که با آن دل ما شاد مي‏شود. انسان‏ها با يکديگر ارتباط برقرار مي‏کنندصله‏رحم و صله احباب مي‏کنند. انسان بايد با ارحام صله بکند. اين ارتباط عيد نوروز است که بسيار خوب است.

همچنين مقام رهبرى، همگان را به مردم‏دوستى در نوروز توصيه مى‏کند که: «در اين ايام (نوروز) به کمک مستضعفان بشتابيد. کسانى که دارند و مى‏توانند جمعاً به کسانى که ندارند و مستمندند، کمک کنند».

پيام متن:

مقام رهبرى بر صله‏رحم، محاسبه اعمال سال گذشته، مردم‏دوستى، و تحول درونى در ايام نوروز تأکيد دارد.

[ شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:5 ] [ arsalan shapaloo ]

[ ]